مرتضى راوندى
20
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دست تازيان و دخول آن سرزمينها در قلمرو اسلام مقارن گشت ؛ در اين دوران ، كه بيش از هزار سال به درازا كشيده در سرزمينهاى پهناور اقوام ايرانى زبان ، وقايع مهم تاريخى بسيار روى داد . « 1 » عصر زبان ايرانى ميانه عصر زبان ايرانى ميانه كه از قرن چهارم و سّوم قبل از ميلاد تا قرن 8 - 9 بعد از ميلاد ادامه يافته است ، در تاريخ زبانهاى ايرانى عصر زبان ايرانى ميانه و در واقع مرحلههاى انتقالى و حلقهاى واسط است كه زبانهاى ايرانى باستانى و كنونى را به يكديگر متصل مىكند ؛ در اين مرحله ، زبانهاى ايرانى از حالت باستانى و اشتراك و همانندى بدوى خويش بيش از پيش دور شدند ؛ در آغاز اين دوره ، اختلاف زبانهاى ايرانى ، آنچنان زياد نبود كه تفاهم ميان متكلمان اقوام گوناگون ايرانى زبان ( و از آن جمله ميان متكلمّان به زبانهاى غربى و شرقى را بالكل غير مقدور سازد ؛ ولى در پايان دورهء مزبور وضع بهكلى دگرگونه بود . مقايسه آثار زبانهاى غربى ايرانى ( مثلا آثار پارسى ميانه در قرن ششم ميلادى ) با آثار معاصر آن ( قرن ششم ) كه به زبانهاى شرقى ايرانى مثلا سغدى وجود داشته ، نشان مىدهد كه در پايان عصر زبان ايرانى ميانه ، دايرهء اختلاف تا چه حد وسيع بود . - فرد سغدى و يا خوارزمى كه در قرن ششم ميلادى مىزيسته و به زبان مادرى خود سخن مىگفته ، نمىتوانست به ساكنان فلات ايران كه به پارسى يا پارتى سخن مىگفتند ، اداى مقصود كند . « 2 » « . . . خطوطى كه آثار عصر ميانهء زبان ايرانى بدان نوشته شده ، گوناگون مىباشند و مىتوان به سه گروه تقسيمشان كرد : 1 - خطوطى كه ريشهء آرامى دارند . 2 - خطوطى كه ريشهء هندى دارند . 3 - خطوطى كه ريشهء يونانى دارند . « 3 » پس از آنكه اوستا در زمان ساسانيان به زبان پارسى ميانه برگردانيده شد ، تفسيرهائى بر آن نوشتند ، كه « زند » ناميده مىشود ؛ اين ترجمهها و تفسيرها كه ادبيات دينى و انديشههاى فلسفى آن دوران را منعكس مىكنند ، عبارتند از : « ارداويرازنامك » ، دينكرت ( عمل دينى ) ، بندهش ( آفرينش اوليه ) ، پند نامك زرتشت ، مينوك خرد ( روح خرد ) و جز اينها . »
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 146 ( 2 ) . همان كتاب ، ص 145 ( 3 ) . همان كتاب ، ص 155